CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
جستجو | جستجو در مطالب ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
میان درس 1 | عمومي

با نام آفریننده ی مرا پیوسته بیننده، گفته هایم را همیشه وی شنونده، افکارم را خواننده

از کار زشت

و ناشناخته برای سرشت

نماز

بایستی می داشت مرا باز

اگر نکرد

نماز نبود

دوباه از اول

شود آغاز ...

شاید برخی از آن ها که سری به این وبلاگ می زنند دوست داشته باشند بدانند که نمازی که مسلمانان می خوانند ـ شاید خودشان هم می خوانند ـ دارای چه مفاهیم و معانی است. ترجمان فارسی آن تقدیم آنان و همه ی کسانی که اهل نمازند می کنم. اگر اهل نمازید ببینید آیا نماز در شما پیوسته تغییر ایجاد می کند؟ اگرنه، تجدید نظر کنید. شاید دیر شد ...

الله ( تنها شايسته ي پرستش ) ـ‌ باز هم ـ‌ فراترند

از الله درخواست پناهندگي مي كنم تا از شيطانِ‌ دور شده و دور كننده از بارگاه خدا، در امان بمانم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ دوم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

قنوت ( كليد نور افكن ها ـ دعا ـ‌ را مي زنيم )

اي پروردگار ما و جهان ها! چنان كه « شما » بر محمد و خاندان ايشان درود فرستاديد، ما نيز بر ايشان درود مي فرستيم و خويش و آنچه ارزانيمان داشتيد را به شما مي سپاريم و كارمان را به شما واگذار مي كنيم و از شما بابت كاستي هايمان پوزش
مي كنيم. كمك كنيد تا به آنچه شما براي ما خرسند هستيد خرسند باشيم و در آرامش زندگي كنيم و بدونِ گناه ...، اي «پادشاه!»

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ سوم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: خماندن قامت به نشان بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ چهارم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

سلام:

سلام و غمخواري و گسترش هاي خدا بر شما

پس از پايان، زود نكنيد. قدري بيشتر خدا را نزديك خودتان نگه داريد. «‌ ايشان »‌ تا شما از سجاده برنخيزيد از پيش شما تكان نمي خورند و به حرف ها و خواسته ها و گلايه ها و درد دل هايتان گوش مي دهند و دستور رسيدگي مي فرمايند. اما هرگز توقع نداشته باشيد آنچه خواست شماست انجام شود چرا كه خداي مهربان فقط آنهايي را كه به سود شماست و صلاح ـ اگر قبولشان داريد ـ به سرانجام مي رسانند. و به آن شكلي كه بهتر است نه آن شكلي كه شما مي خواهيد. مثل شما كه براي فرزندان همان كه صلاحشان است مي كنيد و مي خريد و مي بَريد نه دقيقا هرچه بخواهند ...

توجه: براي نماز مغرب به جاي ركعت سوم عين ركعت چهارم را انجام دهيد. نمازهاي پنجگانه عبارتند از صبح ( دو ركعت ) ظهر ( چهار ركعت ) عصر ( چهار ركعت ) مغرب ( سه ركعت ) عِشاء ( چهار ركعت ) و كساني كه دوست صميمي خدا هستند يازده ركعت نيز نيمه شب كه همه ي مردم در خوابند پيش خدا هستند.

دقت در مفاهيم آنچه مي گوييد در راهي كه مي پوييد لذت به شما مي دهد. همچنين فقط اگر در اولين لحظه هاي اذان نماز را پايه ترين كار بگيريد و خدمت حضرت پرودگار برسيد مي توانيد اميدوار باشيد كه جزو دسته ي دائمون در نمازها خواهيد بود. پس بهتر است به محض شنيدن صداي اذان دست از هركاري برداريد و به محضر پر شكوه الله بشتابيد و در حضورشان نماز بگزاريد. سود خوبي بر مي داريد. مطمئن باشيد. قلبتان هم از آن پس عجيب آرام و قرار مي گيرد. خدا پشت و پناهتان بادا!


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 23 دي 1386 ساعت 14:02
همیشه از نخستین پله شروع کنید و جای اولین گام را محکم نمایید ... | عمومي

سلام

 چرا سر در گم مي شويم و به هم مي ريزيم؟ چون نمي دانيم چه

مي خواهيم! 

مي دانيم چه مي خواهيم اما باز سر در گميم؟ چون واژه هاي چه

مي خواهيممان برايمان تعريف شده نيستند!

 چه كنيم پس؟ چاره كنيد! همين امروز شروع كنيد به نوشتن 

خواسته هايتان در ابعاد زير:

 ۱. اقتصادي ۲. جسمي ۳. جنسي ۴. ديني

  ـ معنوي، الهي، ماوراء الطبيعي ... ـ

 ۵. اجتماعي ۶. اخلاقي ۷. سياسي

  ۸. خانوادگي ۹. شغلي ۱۰. آموزشي

  ۱۱. پرورشي ( تربيتي ) ۱۲. فرهنگي

  ۱۳. جغرافيايي

بعد هم همه ي واژه هايي را كه مي نويسيد به فارسيِ كاربردي

يعني زباني كه در عمل  بتوانيد آن را به كار ببنديد 


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 18 دي 1386 ساعت 12:46
جبر و اختيار ـ‌ جبري است بر نيكي و اختياري است براي انتخاب بدي! | عمومي

به نام آفريننده

آفرينشمان جبري است به قيمت آزادي اگر هرآنچه انتخاب بكنيم

ـ‌ كه در يد قدرت ماست ـ،

  بايست

بهاش را چنان كه نهادند مي دادي

آزادي، اگر پي تخريب! اگرچه در پي آبادي ...


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 30 دي 1386 ساعت 10:12
| عمومي

من مهدی هدایی فرزند مرحوم میرزا ابوتراب هدایی هستم که سبحانه را پیش از صبحانه به ما خوراندند. عربی، انگلیسی، فارسی، کتابداری، مشاوره و راه نمایی، تدریس شستار می دانم و بنیادگذار آگاهیگاه "او"یم که در آن شستار آموزش داده می شود. از اینکه برای آمدن به دنیا بر آن میلیاردها برادران و خواهرانم پیشی گرفتم خوشحالم. شاید روزی به جهان حرفی زدم که به دردشان خورد. به دو جلد کتاب کوچک اما کبیر قله و ده ها دفتر کلماتم افتخار می کنم. اینجا کلماتم را فعلاَ تقدیمتان می نمایم. اگر آمدید و پسندید و حس خوب با شما خوبان ماندن در من درخشید، کلاس های شستار را نیز همینجا برگزار خواهم نمایید.



مطالب مرتبط :

برچسبها : -
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 09:17
بازگشت همه به سوی خدا با "کوله"شان است | عمومي

من یک مسیرم ... یک معبر ... من یک دَرم، ـ نه دِرَم، دینار، پوند و یورو، نه دلار ـ، که برای شما آزادی بخرم، شادی، شور، شعف اما نه از نوع کف ... بلک، از نوع ماندنیش: حضوری نشسته بر هدف. من مِهدایم که روزی مهدی بودم نه پریسال ها بلک همین انگار دی



مطالب مرتبط :

برچسبها : بازگشت - همه - سوی - خدا - کوله - شان - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 09:01
خوش اخلاق بهشت است. بهشت خانه ی اوست. | عمومي

خُلق

گون ِ نمودن ِ پنج حس ماست

که از آن

چو شاد نمودن و بودن

شادی و عشق و محبت رُست

همه عین خواست ِ خداست

وگرنه شیاطین

بدانوسیله ی بد

خود ِ خویش آراست

ستمی است

که جهنم زاست



مطالب مرتبط :
دوردست نزدیک است
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است!

برچسبها : خوش - اخلاق - بهشت - است - خانه - اوست
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 14 آذر 1388 ساعت 23:32
عقب ماندگی | عمومي

جهان جهشی کرد، پرید ...

هرکه عقب ماند را و درنگ کرده و ترسید

به زیر کشید

گفت:

هرآنکه هراسان و نفهم ِ جهیدن و شور و شر است و شراب دانش نو

رو!،

به عقب ...

نه جلو

عقب، آنجا،

مان!



مطالب مرتبط :

برچسبها : عقب - ماندگی
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 20 ارديبهشت 1388 ساعت 14:03
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است! | عمومي
 

اینهمه خواب

به خواب نیز

کسی نرسید به جواب

که آب

برای که ها کم

برای کجا چه فراوان

و چراست

گفت:

«عدل خداست»

بدون اینکه بخوابد

بدون دیدن خواب



مطالب مرتبط :

برچسبها : شادمانی - شرایط - اینکه - بمانی - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 13 بهمن 1387 ساعت 13:49
تشرف | عمومي

چه کور شده ام،

کر و بی دل

و دشمن و سد راه عبور آدمیان کوچه خیابان

ـ ول ـ

به جای زراعت مهر

و حفظ ِ ساحت ِ عشق حقیقی و پروریدن ایمان

صداقت و حس نزاکت

و شادی و سبزه نشاندن و گُل

میان میادین قلب آدمیان

...

شگرف و وسیع شده این صدای درونم

عجیب گرفته گلوی برونم ... «آهای! ...»

بگیر که به زور چماق

اسلحه های ولرم و یخزده، داغ

توپ و مسلسل و تانک

همه را به زور کتک

شکنجه های گروهی و تک تک

جریمه های خُرد و کلان

گرفته و بسته، شکسته استخوان پا و کمر

همه کور شده، دردمند، شَل

و بُرده به مسلکمان

...

بگو دِ آهان!

شیریم؟

شده بنده ی حضرت رحمان؟

رحیم شده ایم؟

رها شده از وظایف خویش؟

این بود؟

آنچه خدا خواست؟

و معنی اینکه در این مکان مقدس همه از هرآنچه قیود

رهای رهاست؟

امین شده ایم؟

صاحب اصل دین شده ایم؟ ...

موقر و مطلوب و متین؟

امیر کل زمین؟

به چه؟ این؟

No more

Do Believe

I'll

- No debt -

Leave

Better a whore

Than stay HERE more

Hating life

Hating WEAR

و خشم خدا

صدای نخستش

ندای شکستن دلهاست ...



مطالب مرتبط :

برچسبها : تشرف
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 28 دي 1387 ساعت 11:18
و این کلید هر در بسته ای را در درون شما خواهد گشود. شاید به نوعی اسم اعظم بهکاریتان. | عمومي
 

شوق،

نتیجه ی نظم و دقت ماست

ـ سر ِ وقت و بر سر جای و چنان که بباید و شاید! ـ

اگر حریم نظم،

خود شخص خدا پاید

عجیب نیست که فرد ِ منظم، عابدانه مدام

ـ که شکر ِ شادی ِ خود بگزارد ـ

از اوج ِ قامت ِ راست

به سجده بیاید!



مطالب مرتبط :

برچسبها : این - کلید - بسته - درون - شما - خواهد - گشود - شاید - نوعی - اسم - اعظم - بهکاریتان
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 29 آبان 1387 ساعت 12:22
می شود این آمار حتی یک نظر هم نداشته باشد؟ | عمومي

سلام.

یک طورهایی در شگفتم که اگر این ده ها هزار نفر به وبلاگ شستارگاه سر زده اند می شود آیا حتی یک نظر کسی نداده باشد؟ یعنی من پس از کجا بفهمم که آیا مثمر ثمر هستم یا خیر؟ آیا اگر هیچ اینهمه زحمت من ثمری ندارد بمانم باز هم اینجا در میان شما؟ یا کوچ بکنم از اینجا یا دست بردارم از این نوشتن هایی که خیال می کنم به بار دارند می نشینند و آدمیانی آنها را دوست دارند. حالا می فهمم که چقدر مهم است که شوهر مدام به زنش بگوید که چقدر دوستش دارد و اگر نگوید یعنی نداردش! و دارد کلاه سر همسرش می گذارد. به امید حداقل یک خبر که ببینم که آیا کسی اصلاْ این وبلاگ را دیده است؟ آیا اصلاْ یک سر سوزن این کوشش های من ارزش خبر دادن لااقل به اینکه بروم و دیگر ننویسم هم نداشته بوده بادا داشته بوده است؟



مطالب مرتبط :

برچسبها : شود - این - آمار - حتی - نظر - نداشته - باشد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 27 آبان 1387 ساعت 10:09
آموزش رایگان کیمیاگری در همین مطلب | عمومي
 

خاک، کیمیاست

چون آدم از آن برخاست

ـ که خواست خداست ـ

رابطشان ـ که همان کیمیایی و خاک ـ

کار و فکر شماست

مجسمه ساز بزرگ،

چگونه مگر به آب آن آراست

فروخت گاه به قیمت بسیار و گران ...

هان؟

و مرزعه دار بزرگ ...؟

و معدنیان ...؟

و چو نیستی از آنان

به فکر تفکر خود تو بگَرد

برای کشف راه تازه ی کسب درآمد پاک، روان

و به کار

بتراش اضافی ِ جان



مطالب مرتبط :

برچسبها : آموزش - رایگان - کیمیاگری - همین - مطلب
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
کشف محل جدید تجمع عقرب ها و مارها | عمومي
 

کژدم و مار

به قیمت بسیار ِ تمدن، آدمیان

گرفته از آستانه ی خانه،

کشاند به دانش و کرده و مال

خواند و نوشت و رسید به رنگ و ریا و ربا و دغل

به فاحشگی،

رساند شرم و حیا و خوف و رجا به حداقل

روانه نمود کژدم و مار

به جیب و حساب بانکی و بطن خانه و « خانه »ی خویش

به بغل

در آب ِ شُرب و خوراک ریخت سم و نیش و خواب و بیخبری است

نتیجه که شد کیش

همه مات شده اند و غافل از اینکه قیامتشان لآت



مطالب مرتبط :

برچسبها : کشف - محل - جدید - تجمع - عقرب - مارها
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
درون - است - اگرنه - خدا - پیوند - خواهش - بار - گرفته - آنها - هرچه - نظری - شروع - بعد - همان - ندهم - شویم - السافلین - حضَر - زندگانی - طبق - تعریف - تجمع - همانی - کودکی - تقویم - دروس - جهان - دریافت - لیاقت، دارایی، - های - تشرف - آغاز - برای - شیطانی - دعوت - خرد - ... - اما - دوردست - جبر - نیست - جنین - هزار - صفر - جدید - باید - عملی - نوجوانی - شدن - نسخه - بکنیم - پاسخ - میانسالی - جنسی - شستار - شود - کردم - فریب - سفر - چرا - وقتتان - چگونه - انسان - نظر - صحیحی - شان - پله - دیار - خوب - یکبار - کاربرد - تمرین - بهشت - پیری - سلام - کوله - برداشت - قیامت - بنویسید - اعلام - بود - سوی - نزدیک - کردیم - چه، چگونه، خسته - کاشتن - هستید - اختیاری - توانیم - نمی‌کنیم؟ - هدر - بهکاریتان - کشف - لیاقت - مرا - گنجاندیم - اینکه - میوه - گشود - نیکی - بخورد - مار - نوشته - کنید - جوی - اعظم - بسته - تغییر - عقب - بگسترانید - مرد - شادمانی - جبری - زندگی - کنیم - مرور - این - اسم - جوانی - نداریم - قدر - مطلب - ناکامند - مزرعه - حتماَ - بازگشت - خواست - بپری - سودمندم - ژرفا - مارها - مگر - هرکس - دیدی - شما - بدی - نیاز - آدمها - بزرگترین - حَذر - خانه - حالای - زنده - توست - نادار - عمل - شرایط - آدمهاست - مدام - اولین - حداقل - همین - یکم - محکم - طاقتیم - صحیح - آخرین - مثل - انتخاب - بمانی - نقطه - خیابان - توان - مهره - ماندگی - خواری - آزادی - شیطان - برگرداندیمش - نوعی - نمایید - دله - شماست - کیمیاگری - بگیریم - آدمیانند - اسفل - خوش - هرکه - کنم - شایسته - خلاصه - آموزش - حتی - محل - تولد - زرشک - نخستین - خدانگهدارتان - راز - ادامه - بفهمیم - طلایی - کارآ - نداشته - سخنرانی - خواهد - ایرانی - عقرب - لطفاَ - امشب - بمانم - نظارت - الآن - واژه - باشد - آخِرین - زعفران - آمار - دیدار - تکرار - انجامشان - سوم - وگرنه - کلید - دهم - تمشک - جدی - کندخوانی - بخوانید - اگر - اختیار - خوشمزگی - اخلاق - شاید - دوبنده - جای - همیشه - درس - میان - گام - همه - رایگان - معیار - اوست - فرصت - کجایم - بدهید