جستجو | جستجو در مطالب ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
میان درس 1 | عمومي

با نام آفریننده ی مرا پیوسته بیننده، گفته هایم را همیشه وی شنونده، افکارم را خواننده

از کار زشت

و ناشناخته برای سرشت

نماز

بایستی می داشت مرا باز

اگر نکرد

نماز نبود

دوباه از اول

شود آغاز ...

شاید برخی از آن ها که سری به این وبلاگ می زنند دوست داشته باشند بدانند که نمازی که مسلمانان می خوانند ـ شاید خودشان هم می خوانند ـ دارای چه مفاهیم و معانی است. ترجمان فارسی آن تقدیم آنان و همه ی کسانی که اهل نمازند می کنم. اگر اهل نمازید ببینید آیا نماز در شما پیوسته تغییر ایجاد می کند؟ اگرنه، تجدید نظر کنید. شاید دیر شد ...

الله ( تنها شايسته ي پرستش ) ـ‌ باز هم ـ‌ فراترند

از الله درخواست پناهندگي مي كنم تا از شيطانِ‌ دور شده و دور كننده از بارگاه خدا، در امان بمانم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ دوم

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

سپاس فقط به الله مي زيبد كه پرورش دهنده ي جهان ها هستند

غمخوارا! دلسوزا!

اي دارنده ي روز رسيدگي، روز سخت جزا!

ـ ما ـ، بنده ي بي چون و چرا براي شماييم و در پي به دست آوردنِ‌ پشتيبانيتان

به ما راه پايه، راه كساني كه آنها را به آن راه برده ايد را نشان بدهيد

با آنها كه مورد خشم شمايند بيگانه مان كنيد

و نيز با آنها كه گم شده اند

با نام تنها شايسته ي پرستش ( الله ) كه غمخوار آفرينش خويشند و دلسوز دوستان زلال آغاز مي كنم نماز ...

بگو: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

مي گويم: ـ فقط ـ «‌ ايشان »‌، الله، تنها هستند

الله فقط، صد در صدند

چيزي از «‌ ايشان »‌ نيست و « ايشان » از چيزي نيستند و هرگز مانندي برايشان نخواهد بود، تنها هستند

قنوت ( كليد نور افكن ها ـ دعا ـ‌ را مي زنيم )

اي پروردگار ما و جهان ها! چنان كه « شما » بر محمد و خاندان ايشان درود فرستاديد، ما نيز بر ايشان درود مي فرستيم و خويش و آنچه ارزانيمان داشتيد را به شما مي سپاريم و كارمان را به شما واگذار مي كنيم و از شما بابت كاستي هايمان پوزش
مي كنيم. كمك كنيد تا به آنچه شما براي ما خرسند هستيد خرسند باشيم و در آرامش زندگي كنيم و بدونِ گناه ...، اي «پادشاه!»

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ سوم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: خماندن قامت به نشان بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

من با توان و گردانندگي خداست كه بر مي خيزم و مي نشينم

ركعتِ ـ برخاستِ ـ‌ چهارم

الله رهايند و سپاس فقط به الله مي زيبد و هيچ شايسته ي پرستشي جز الله نيست و الله ـ‌ باز هم فراترند (سه مرتبه تكرار كنيد)

ركوع: تا شدگي براي نمايش بزرگي آفريننده

پروردگارِ بزرگِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

سجده: با چانه پيشاني بر خاك ساييدن

پروردگارِ بلند جايگاهِ‌ من رها هستند و من ـ‌ اينگونه ـ سپاسگزار «‌ ايشان »‌ هستم

تَشَهُد: پذيرفته شده هاي من

پذيرفته ام كه هيچ شايسته ي پرستشي جز الله ( تنها شايسته ي پرستش ) نيست و محمد ـ درود بر ايشان و خاندانشان بادا! از جانب خدا و ما ـ بنده ي خدا و فرستاده ي «‌ ايشان »‌ هستند

سلام:

سلام و غمخواري و گسترش هاي خدا بر شما

پس از پايان، زود نكنيد. قدري بيشتر خدا را نزديك خودتان نگه داريد. «‌ ايشان »‌ تا شما از سجاده برنخيزيد از پيش شما تكان نمي خورند و به حرف ها و خواسته ها و گلايه ها و درد دل هايتان گوش مي دهند و دستور رسيدگي مي فرمايند. اما هرگز توقع نداشته باشيد آنچه خواست شماست انجام شود چرا كه خداي مهربان فقط آنهايي را كه به سود شماست و صلاح ـ اگر قبولشان داريد ـ به سرانجام مي رسانند. و به آن شكلي كه بهتر است نه آن شكلي كه شما مي خواهيد. مثل شما كه براي فرزندان همان كه صلاحشان است مي كنيد و مي خريد و مي بَريد نه دقيقا هرچه بخواهند ...

توجه: براي نماز مغرب به جاي ركعت سوم عين ركعت چهارم را انجام دهيد. نمازهاي پنجگانه عبارتند از صبح ( دو ركعت ) ظهر ( چهار ركعت ) عصر ( چهار ركعت ) مغرب ( سه ركعت ) عِشاء ( چهار ركعت ) و كساني كه دوست صميمي خدا هستند يازده ركعت نيز نيمه شب كه همه ي مردم در خوابند پيش خدا هستند.

دقت در مفاهيم آنچه مي گوييد در راهي كه مي پوييد لذت به شما مي دهد. همچنين فقط اگر در اولين لحظه هاي اذان نماز را پايه ترين كار بگيريد و خدمت حضرت پرودگار برسيد مي توانيد اميدوار باشيد كه جزو دسته ي دائمون در نمازها خواهيد بود. پس بهتر است به محض شنيدن صداي اذان دست از هركاري برداريد و به محضر پر شكوه الله بشتابيد و در حضورشان نماز بگزاريد. سود خوبي بر مي داريد. مطمئن باشيد. قلبتان هم از آن پس عجيب آرام و قرار مي گيرد. خدا پشت و پناهتان بادا!


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 23 دي 1386 ساعت 14:02
پيوند يك كليد طلايي | عمومي

سلام  اگر صادقانه! و روراست! و خالصانه به مخاطب گفتيد آنچه مي خواهد را بدون هيچ قید

 و شرطي همانگونه كه مي خواهد به او مي دهيد ... 

ـ مراقب فريبي كه خوانديد كه هستيد كه؟  هان؟ باز هم مراقب باشيد ... ـ

آنگاه آنگاه آنگاه بايد بايد بايد بدهيد بدهيد بدهيد چرا كه پيمان حرفي است كه مي پرد از

دهان  و اگر پيمان را  مراعات نكنيم واي به حالمان ... واي بر حتي خداوند فرمودند بر

نمازگزاران كه به پيمان وفا نمي كنند و آن را به موقع، به جا و آنگونه كه  بايد و شايسته

است پايه نمي گيرند و سستي مي كنند ... چه رسد به چنين پيمان


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 18 دي 1386 ساعت 14:29
يك كليد طلايي! | عمومي

سلام. مهمترین رمز از رموز موفقیت این است

از همان ابتدا خوب بفهميد به دنبال چه هستید؟

می خواهید به مخاطب چه بدهید؟

و می خواهید از مخاطب در ازای آن چه بخواهید؟

و مخاطب از شما چه مي خواهد؟ 

در همه ی ابعاد 

( اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، ماوراءالطبیعی ـ دینی، معنوی، الهی، روحانی، روانی، اخروی، عرفانی ... ـ )

  حالا صادقانه،  روراست و خالصانه به مخاطب بگوييد كه آيا آن را آن گونه كه او مي

 خواهد به او  مي دهيد يا خير. و در چه ازایی؟ و همچنین از او بپرسید آیا خواسته تان را

همانگونه که می خواهید و در همان ما به ازاء که می دهید به شما می دهد یا خیر!  

ـ مراقب باشيد شيطان فريبتان ندهد كه بگوييد در ازاي چيزي نمي دهم،  دوست دارم

بدهم، چون دوستش دارم، چون آدم خوبي است، چون ... ـ 

اگر اين فريب را بخوريد چندي نخواهد گذشت كه آن حقيقتي كه  همين آغاز بايد مي گفتيد

خودش را نشان مي دهد و هيهات و واي...

 اين كليد  بخصوص در  مورد ازدواج فوق العاده كارآست. 

ابر


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 18 دي 1386 ساعت 14:13
بازگشت همه به سوی خدا با "کوله"شان است | عمومي

من یک مسیرم ... یک معبر ... من یک دَرم، ـ نه دِرَم، دینار، پوند و یورو، نه دلار ـ، که برای شما آزادی بخرم، شادی، شور، شعف اما نه از نوع کف ... بلک، از نوع ماندنیش: حضوری نشسته بر هدف. من مِهدایم که روزی مهدی بودم نه پریسال ها بلک همین انگار دی



مطالب مرتبط :

برچسبها : بازگشت - همه - سوی - خدا - کوله - شان - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 10:01
خوش اخلاق بهشت است. بهشت خانه ی اوست. | عمومي

خُلق

گون ِ نمودن ِ پنج حس ماست

که از آن

چو شاد نمودن و بودن

شادی و عشق و محبت رُست

همه عین خواست ِ خداست

وگرنه شیاطین

بدانوسیله ی بد

خود ِ خویش آراست

ستمی است

که جهنم زاست



مطالب مرتبط :
دوردست نزدیک است
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است!

برچسبها : خوش - اخلاق - بهشت - است - خانه - اوست
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 14 آذر 1388 ساعت 23:32
عقب ماندگی | عمومي

جهان جهشی کرد، پرید ...

هرکه عقب ماند را و درنگ کرده و ترسید

به زیر کشید

گفت:

هرآنکه هراسان و نفهم ِ جهیدن و شور و شر است و شراب دانش نو

رو!،

به عقب ...

نه جلو

عقب، آنجا،

مان!



مطالب مرتبط :

برچسبها : عقب - ماندگی
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 20 ارديبهشت 1388 ساعت 14:03
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است! | عمومي
 

اینهمه خواب

به خواب نیز

کسی نرسید به جواب

که آب

برای که ها کم

برای کجا چه فراوان

و چراست

گفت:

«عدل خداست»

بدون اینکه بخوابد

بدون دیدن خواب



مطالب مرتبط :

برچسبها : شادمانی - شرایط - اینکه - بمانی - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 13 بهمن 1387 ساعت 13:49
تشرف | عمومي

چه کور شده ام،

کر و بی دل

و دشمن و سد راه عبور آدمیان کوچه خیابان

ـ ول ـ

به جای زراعت مهر

و حفظ ِ ساحت ِ عشق حقیقی و پروریدن ایمان

صداقت و حس نزاکت

و شادی و سبزه نشاندن و گُل

میان میادین قلب آدمیان

...

شگرف و وسیع شده این صدای درونم

عجیب گرفته گلوی برونم ... «آهای! ...»

بگیر که به زور چماق

اسلحه های ولرم و یخزده، داغ

توپ و مسلسل و تانک

همه را به زور کتک

شکنجه های گروهی و تک تک

جریمه های خُرد و کلان

گرفته و بسته، شکسته استخوان پا و کمر

همه کور شده، دردمند، شَل

و بُرده به مسلکمان

...

بگو دِ آهان!

شیریم؟

شده بنده ی حضرت رحمان؟

رحیم شده ایم؟

رها شده از وظایف خویش؟

این بود؟

آنچه خدا خواست؟

و معنی اینکه در این مکان مقدس همه از هرآنچه قیود

رهای رهاست؟

امین شده ایم؟

صاحب اصل دین شده ایم؟ ...

موقر و مطلوب و متین؟

امیر کل زمین؟

به چه؟ این؟

No more

Do Believe

I'll

- No debt -

Leave

Better a whore

Than stay HERE more

Hating life

Hating WEAR

و خشم خدا

صدای نخستش

ندای شکستن دلهاست ...



مطالب مرتبط :

برچسبها : تشرف
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 28 دي 1387 ساعت 11:18
و این کلید هر در بسته ای را در درون شما خواهد گشود. شاید به نوعی اسم اعظم بهکاریتان. | عمومي
 

شوق،

نتیجه ی نظم و دقت ماست

ـ سر ِ وقت و بر سر جای و چنان که بباید و شاید! ـ

اگر حریم نظم،

خود شخص خدا پاید

عجیب نیست که فرد ِ منظم، عابدانه مدام

ـ که شکر ِ شادی ِ خود بگزارد ـ

از اوج ِ قامت ِ راست

به سجده بیاید!



مطالب مرتبط :

برچسبها : این - کلید - بسته - درون - شما - خواهد - گشود - شاید - نوعی - اسم - اعظم - بهکاریتان
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 29 آبان 1387 ساعت 12:22
می شود این آمار حتی یک نظر هم نداشته باشد؟ | عمومي

سلام.

یک طورهایی در شگفتم که اگر این ده ها هزار نفر به وبلاگ شستارگاه سر زده اند می شود آیا حتی یک نظر کسی نداده باشد؟ یعنی من پس از کجا بفهمم که آیا مثمر ثمر هستم یا خیر؟ آیا اگر هیچ اینهمه زحمت من ثمری ندارد بمانم باز هم اینجا در میان شما؟ یا کوچ بکنم از اینجا یا دست بردارم از این نوشتن هایی که خیال می کنم به بار دارند می نشینند و آدمیانی آنها را دوست دارند. حالا می فهمم که چقدر مهم است که شوهر مدام به زنش بگوید که چقدر دوستش دارد و اگر نگوید یعنی نداردش! و دارد کلاه سر همسرش می گذارد. به امید حداقل یک خبر که ببینم که آیا کسی اصلاْ این وبلاگ را دیده است؟ آیا اصلاْ یک سر سوزن این کوشش های من ارزش خبر دادن لااقل به اینکه بروم و دیگر ننویسم هم نداشته بوده بادا داشته بوده است؟



مطالب مرتبط :

برچسبها : شود - این - آمار - حتی - نظر - نداشته - باشد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 27 آبان 1387 ساعت 10:09
آموزش رایگان کیمیاگری در همین مطلب | عمومي
 

خاک، کیمیاست

چون آدم از آن برخاست

ـ که خواست خداست ـ

رابطشان ـ که همان کیمیایی و خاک ـ

کار و فکر شماست

مجسمه ساز بزرگ،

چگونه مگر به آب آن آراست

فروخت گاه به قیمت بسیار و گران ...

هان؟

و مرزعه دار بزرگ ...؟

و معدنیان ...؟

و چو نیستی از آنان

به فکر تفکر خود تو بگَرد

برای کشف راه تازه ی کسب درآمد پاک، روان

و به کار

بتراش اضافی ِ جان



مطالب مرتبط :

برچسبها : آموزش - رایگان - کیمیاگری - همین - مطلب
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
کشف محل جدید تجمع عقرب ها و مارها | عمومي
 

کژدم و مار

به قیمت بسیار ِ تمدن، آدمیان

گرفته از آستانه ی خانه،

کشاند به دانش و کرده و مال

خواند و نوشت و رسید به رنگ و ریا و ربا و دغل

به فاحشگی،

رساند شرم و حیا و خوف و رجا به حداقل

روانه نمود کژدم و مار

به جیب و حساب بانکی و بطن خانه و « خانه »ی خویش

به بغل

در آب ِ شُرب و خوراک ریخت سم و نیش و خواب و بیخبری است

نتیجه که شد کیش

همه مات شده اند و غافل از اینکه قیامتشان لآت



مطالب مرتبط :

برچسبها : کشف - محل - جدید - تجمع - عقرب - مارها
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
نیاز جنسی مرد و خواری زن اگر فریب بخورد | عمومي
 

چون این نیاز نامقدس جنسی مرد

مهار،

مرد،

به هر شکل که صلاحدید خداست، نکرد

همیشه در خطر است

همیشه خشن

خفه

دلگیر

چو گرگ تشنه ی خون و شیر گرسنه برای آب و خوراک، گیر،

اسیر ...

پی دیدن تصویر برهنه

نگاه به زنان کوچه خیابان که مثل فاحشه هایند

به فاحشه ها که به قیمت پست ِ ریال و دلار و یورو

میان کوچه خیابان آیند، یا

که پشت پنجره، شیشه های شفاف و تمیز شده اند بند

که پای آدم یان ِ لایبالی تشنه بپیچند

که بلکه خویش مثل ِ چاه ِ خلا به مرد ِ نیازمند قضای حاجت ِ دفع!!!!!

بفروشند

آیا چند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چو این نیاز مهار به شکل ِ صلاحدید خدا نشود

مُحال،

که آدم یان که چو آتش فشان و صاعقه اند

خویش

بتوان کَندو مَُحال نیز،

که زنان،

چو در آن حریم مقدس حفظ حرمتشان، نشوند

حریف وسوسه های نگاه و گفته و شوق و ثروت ِ مردان، عطشان

ـ یعنی شیطان ـ

رسند به مقام بلند عبدی ِ حضرت رحمان ...

( تو عزیز!، خود می دان! )



مطالب مرتبط :

برچسبها : نیاز - جنسی - مرد - خواری - اگر - فریب - بخورد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 30 مهر 1387 ساعت 14:21
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
آزادی - جنین - بخوانید - تمشک - قیامت - اولین - تشرف - میان - بدی - فریب - سوم - کردیم - باید - کاربرد - بفهمیم - انسان - معیار - پاسخ - خلاصه - بهکاریتان - سلام - بار - دعوت - سودمندم - جای - شستار - هرکه - کندخوانی - شیطان - حضَر - درس - مثل - حتی - شروع - ماندگی - درون - اختیار - جدید - بمانی - نزدیک - کوله - شایسته - لیاقت، دارایی، - چگونه - ایرانی - هدر - جبر - پیری - راز - ژرفا - خرد - خوب - اختیاری - شاید - زنده - شان - هزار - طبق - کلید - دوردست - توانیم - گنجاندیم - این - اگرنه - صحیح - بمانم - تغییر - های - خواهش - دوبنده - نخستین - یکبار - مارها - توان - دیدی - همان - مرا - صفر - بگسترانید - آموزش - بازگشت - مهره - بنویسید - بسته - خواری - نداریم - خواهد - دیار - زندگانی - آدمها - همه - مرد - میوه - تقویم - کاشتن - کنم - دروس - نیکی - شماست - نمی‌کنیم؟ - اخلاق - نداشته - خوش - شرایط - مزرعه - انجامشان - خدا - گرفته - شادمانی - باشد - خانه - رایگان - امشب - خدانگهدارتان - مطلب - طاقتیم - دله - وگرنه - سفر - تمرین - کنیم - بگیریم - دیدار - مدام - تعریف - کجایم - میانسالی - توست - تکرار - شیطانی - عمل - آخرین - وقتتان - سخنرانی - نظارت - هرکس - مگر - جدی - چه، چگونه، خسته - دریافت - اگر - بخورد - آدمیانند - حالای - ناکامند - الآن - نادار - بعد - کودکی - بود - سوی - کشف - کیمیاگری - برگرداندیمش - بپری - کردم - فرصت - نوعی - دهم - هرچه - تولد - آخِرین - بهشت - خواست - اوست - ادامه - نمایید - عملی - آغاز - لطفاَ - پیوند - بدهید - اسفل - ندهم - السافلین - شدن - حَذر - مار - زعفران - اینکه - زرشک - جهان - پله - صحیحی - واژه - اعظم - شویم - حداقل - عقرب - برای - آدمهاست - همیشه - مرور - نقطه - لیاقت - همانی - زندگی - محل - جنسی - آنها - اما - آمار - عقب - همین - نظر - نیست - نظری - نوشته - است - شما - تجمع - بکنیم - خیابان - گشود - حتماَ - یکم - اعلام - نسخه - نیاز - بزرگترین - جوی - انتخاب - اسم - چرا - شود - برداشت - ... - کنید - محکم - طلایی - جوانی - هستید - خوشمزگی - گام - قدر - کارآ - نوجوانی - جبری